رشيد الدين فضل الله همدانى
15
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى )
و گويند ناطق كسى است كه واضع شرع [ باشد ] و شرع متقدّمان منسوخ كند ، و اساس آنكه علم تأويل شريعت پيش او باشد ، و اسرار باطن از همه خلايق او داند ؛ و ناطق ظاهر شريعت گويد ، و اساس بواطن آن را بيان كند . كار ناطق وضع تنزيل است ، و كار اساس بيان تأويل شريعت پيش او باشد . و امام منصوص بعد از محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم على بود كرّم اللّه وجهه با تمامت [ امام ] هفتگانه . و همچنين گويند امام لازم نيست كه ظاهر باشد ، يك چند مستور بود ، مانند شب و روز [ كه ] متعاقب و متوالى يكديگرند ، و همواره يكى ظاهر و يكى مخفى . و در دورى كه امام ظاهر نباشد ، بايد كه داعيان او در ميان مردم باشند ، تا خلق را بر خداى تعالى حجّت باشد . و پيغمبران اصحاب تنزيلاند ، و امامان اصحاب تأويل . و در هيچ عهد پيغمبرى از امامى خالى نبوده . معاصر ابراهيم شخصى بود كه نام او در توريت مذكور است به لغت سريانى و عبرى كه آن به لغت عربى ملك الصديق و ملك الاسلام بود ، و گويند چون ابراهيم عليه السّلام به او رسيد عشر چهارپايان خود به دو داد ؛ و خضر كه موسى عليه السّلام علم لدّنى از او خواست آموخت امام بود ، [ يا ] نامزد امام [ است ] . و پيش از دور اسلام دور ستر بود ، امامان پوشيده بودند . و به روزگار على عليه السّلام كه امام آن دور بود امامت ظاهر شد ؛ و از عهد او تا اسمعيل و محمّد پسرش كه هفتم بود ظاهر بودند ؛ و ابتداى ستر باز از اسمعيل بود و از محمّد كه آخر دور ظهور بود تمامت مستور شدند . و بعد از او امامان مستور باشند تا وقتى كه باز زمان ظهور باشد . و گويند موسى بن جعفر مفادى النفس بود از اسمعيل ، و على بن موسى الرضا مفادى النفس بود از محمّد بن اسمعيل ؛ و قصهء ذبح فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ « * »
--> ( * ) . سورهء صافات ( 37 ) . آيهء 107 .